تبلیغات
وبلاگ دست و هنر - هیچ کس جرئتش را ندارد
 
وبلاگ دست و هنر
درباره وبلاگ


بدون که اگه اگر تمام شب را برای از دست دادن خورشید اشک بریزی،لذت دیدن ستاره ها رو هم از دست میدی ، پس به مسائل بزرگ فکر کن، اما از خوشی های کوچک هم لذت ببر ....

مدیر وبلاگ : ریحانه غلام پور
نظرسنجی
عملکرد این وبلاگ را چه طور ارزیابی می کنید؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
مدال رنگی Online User
یک روز که در میدان گاهی وسط قلعه بازی می کردیم، یک سنگ بزرگ از بالای بام قلعه افتاد وسط ما و شانس آوردیم بلایی سر کسی نیامد. اول فکر کردیم قسمتی از دیوار قلعه خراب شده و ریخته؛ اما دیوار سالم بود و سنگ هم از جنس دیوار نبود. معلوم بود آن را از جای دیگری آورده اند و انداخته اند روی سر ما. همه خیلی ترسیدیم. زود به خانه هایمان رفتیم و خبر افتادن سنگ را به بزرگ تر هایمان رساندیم. همان روز چند نفر رفتند و سنگ را از نزدیک دیدند. آن طور که می گفتند، بعد از دیدن سنگ رفته بودند روی پشت بام قلعه تا بفهمند چه کسی سنگ را انداخته و آن جا روی کف کاهگلی بام چند جای سُم دیده بودند. 
سم هایی به اندازه ی سم گاو که معلوم نبود از کجا آمده، و به کجا رفته اند. انگار از آسمان آمده بودند پایین و دوباره پرواز کرده بودند آسمان. 

قسمتی از کتاب هیچ کس جرئتش را ندارد، نوشته ی حمیدرضا شاه آبادی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 12 آذر 1395
ریحانه غلام پور
دوشنبه 27 شهریور 1396 17:22
I am truly thankful to the owner of this web
page who has shared this enormous piece of writing at at this time.
جمعه 13 مرداد 1396 16:00
It's appropriate time to make some plans for the future
and it's time to be happy. I've read this publish and if I may just I
wish to suggest you some fascinating issues or tips.
Maybe you can write next articles regarding this article.
I desire to read even more issues approximately it!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر