تبلیغات
وبلاگ دست و هنر - قلب های نارنجی
 
وبلاگ دست و هنر
درباره وبلاگ


بدون که اگه اگر تمام شب را برای از دست دادن خورشید اشک بریزی،لذت دیدن ستاره ها رو هم از دست میدی ، پس به مسائل بزرگ فکر کن، اما از خوشی های کوچک هم لذت ببر ....

مدیر وبلاگ : ریحانه غلام پور
نظرسنجی
عملکرد این وبلاگ را چه طور ارزیابی می کنید؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
مدال رنگی Online User
ناگهان از ذهن ساده گذشت: نکند دارد به او زنگ می زند؟
آلما گویان از پله ها بالا رفت. در نیمه باز اتاق آلما را باز کرد. کسی توی اتاق نبود. دری که به ایوان باز می شد، باز مانده بود. حس نگران کننده ای او را جلو راند. از توی ایوان نگاهش به در باز حیاط افتاد. 
با بیشترین سرعت عمرش شروع کرد به دویدن. همین که کوچه تمام شد و به خیابان رسید، دید که آلما نیست. نه سمت چپ، نه سمت راست. نیرویش ته کشید. حتی نای ایستادن نداشت. روی زمین نشست و زد زیر گریه. 


قسمتی از کتاب قلب های نارنجی، نوشته ی مینو کریم زاده




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 3 آذر 1395
ریحانه غلام پور
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر